تبليغاتX
صدای حق طلبانه ی معلم
 
علمی ,آموزشی,نظرات و دیده گاه های معلمین
 
پسرم ، دخترم
- به تو ‹‹ آ ›› آموختم تا به روشني و رواني ‹‹ آب ›› روحت هميشه تابان باشد .
- و ‹‹ آ ›› آموختم تا ‹‹ آزادي ›› را بخواهي و به هيچ قيمت مفروشيش .
- و ‹‹ب ›› آموختم كه بگويمت فقط ‹‹ بندة ›› خدايي نه ‹‹ بردة ›› هيچ كس ديگر.
- به تو ‹‹ پ ›› آموختم كه ‹‹ پويا ›› باشي همة عمر و دمي از كاوش و اندوختن دانش درنماني .
- به تو ‹‹ د ›› آموختم تا ‹‹ دانا ›› شوي و در جهل نماني كه همة پريشانيها از جهالت است .
- به تو ‹‹ ر ›› آموختم كه از ‹‹ ريا ›› و رياكاري پرهيز نمايي صداقت و صفا را سرلوحة زندگيت قرار دهي .
- به تو ‹‹ ا ›› آموختم تا ‹‹ الله›› را نور بداني و با آن از تاريكيها بدر آيي و بسوي خورشيد روانه گردي .
- به تو ‹‹ ك ›› آموختم تا ‹‹ كار و كوشش ›› را بشناسي و همة عمر بوسيلة تلاش بازو و فكر روزگار را بگذراني .
- به تو ‹‹ م ›› آموختم تا ‹‹مهر و محبت ›› را در دلت جاي دهي .
- به تو ‹‹ و ›› آموختم تا بياموزي اين زيباترين كلمات يعني ‹‹ وطن ›› را .
- به تو ‹‹ اي ›› آموختم تا ‹‹ ايران ›› را خانة خود و با ارزشترين مكان در زمين بداني .
‹‹ و تو با الفباي آموختة پراكنده ، از من جدا مي شوي و بر من مجهول است كه از تركيب اين صداها چه كلمهاي مي سازي و از آن در كجا استفاده مي كني .››
-حال ميبينم كه با ‹‹ آ ›› ، «آتش» مي افروزي نه «آزادي و آزادگي» !
-حال ميبينم كه با ‹‹ ب ›› ، « بدي ها » را مي سازي و « باتومي» مي سازي كه بر سر معلمت فرود مي آوري نه « بندگي خدا » را !
-حال ميبينم كه با ‹‹ س ›› سلاح مي سازي نه « سلامتي».
-حال ميبينم كه با ‹‹ ش ›› ، « شوري و شرنگ » مي سازي، نه « شيريني و شربت » در كام خلق!
-حال ميبينم كه با ‹‹ ع ›› همه را « عبد خويش » ميخواهي نه «عبدالله» ؟
-حال ميبينم كه با ‹‹ م›› ، « مكر وحيله » ميسازي نه « مهرورزي » .
بر سر آن دوراهي انتخاب و وادي سردرگمي به اين روزها بينديش واز هوش و توانت ياري بجو .
«شايد رمز رفتارم و پيام خاموشم از پس عشق و ايمان آشكارم تو را راهگشا باشد

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 
نویسنده: صدای آموزگاران
دوشنبه 3 ارديبهشت1386 ساعت: 17:44
روز شمار دوماه مبارزه معلمان

معلمان خواهان آزادي فوري همکاران خود، پايان دادن به دستگيري و اذيت و آزار معلمان و پرونده سازي براي آنها و نيز افزايش دستمزد بر اساس اجراي نظام هماهنگ دستمزدها هستند و در مناسبتهاي مختلف از حداقل يک ميليون يا نهصد هزار تومان در ماه سخن گفته اند. تامين مسکن و آزادي بيان از ديگر خواستهاي مهم معلمان است. معلمان همچنين بر خواست زدوده شدن خرافات از کتب درسي تاکيد کرده اند. اعتراضات معلمان هم اکنون ادامه دارد.
اين مبارزات يکي از مبارزات مهم جاري در کشور است که بايد مورد توجه فعال بخشهاي مختلف جامعه قرار گيرد.


ادامه مطلب
 
نویسنده: بانوی حلبی
دوشنبه 3 ارديبهشت1386 ساعت: 19:7
راستش امروز توی روزنامه همشهری یک مطلب خوندم خند ه ام گرفته بود نوشته بود :
94 درصد از معلم ها بالای 250 تومان پول می گیرند
واقعا خنده دار بود فکر کردن مردم خراند گیرم هم 250 تومان بدن با این نرخ تورمی که تو جامعه است انگار پول تو جیبی دادی به بچه ات
 
 
  نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 

هاشمي رفسنجاني:

 
پيگيري مطالبات فرهنگيان وظيفه نظام است.

راضي نبودن معلمان از وضعيت‌شان در اين مقطع خطرناك است

 

تهران- خبرگزاري كار ايران

خطيب موقت نماز جمعه تهران ضمن گراميداشت روز معلم، اظهار داشت: پيگيري مطالباتي كه امروز فرهنگيان مطرح مي‌‏كنند، وظيفه همه نظام از جمله دولت, مجلس، قوه قضاييه و ما است.

 

 *****

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم باید بپذیریم هاشمی رفسنجانی انسانی سیاسی است و سیاسی بودن ایجاب می کند بشناسی زمان مناسب برای حرف زدن و زمان مناسب برای سکوت را. سیاسیون شاید، برخلاف انقلابیون، همواره این اندرز را به خاطر دارند که: لعنت بر زبانی که بی موقع باز شود. رقیب شکست خورده احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 نیز مانند دیگر سیاستمداران مسلط بسیار دیر به حرف می آید. در بسیاری مناقشات اجتماعی و سیاسی هاشمی رفسنجانی، پیر کهنه کار سیاست ایران، ترجیح داده است سکوت اختیار کند و به عنوان غائب (ساکت) بزرگ شناخته شود. او در قضیه انرژی هسته ای ایران، هویت طلبی ملت های ایران و مشخصاً قضایای خرداد 85 در آذربایجان مسئله زنان و نیز مسئله ملوانان انگلیسی به راحتی از کنار قضیه گذشته است. اینبار اما در کشمکش جریانات فرهنگیان روز جمعه 31 فروردین به حرف آمد و به قضیه معلمان پرداخت. دخالت و ورود هاشمی رفسنجانی در این مقوله نشان می دهد که قضیه معلمان پتانسیل لازم جهت سرمایه گذاری سیاسیون را دارد. به راحتی می توان فهمید معلمان هنوز هم می توانند به عنوان شاخصی تاثیرگذار در توازن قدرت مورد استفاده قرار گیرند. این امر شاید به مذاق معلمان که حرکت های خود را کاملاٌ صنفی و غیرسیاسی می دانند خوش نیاید، اما حمایت هاشمی از آنان نشان می دهد جناح های مختلف و مشخصاً جناح مخالف یا رقیب دولت، در رقابت سالم! با دولت مهرورزی! قصد استفاده از قشر فرهنگی کشور را دارد. در شرایط فعلی که برنامه اعلام شده اعتصابات توسط فرهنگیان و کانونهای صنفی هنوز ادامه دارد و از 9 اردیبهشت بنابر اعلام کانونهای صنفی باید منتظر اعتصاب و سیاهپوش شدن فرهنگیان باشیم باید به حلاجی چند مسئله پرداخت.

1 آیا حمایت و توجه هاشمی رفسنجانی و دیگر رقبای جناح حاکم از معلمان ادامه خواهد یافت؟

2 این حمایت ها و توجهات تا چه حد به نفع معلمان است؟

3 با حمایت جناح های رقیب دولت از معلمان، امکان دارد این اعتصابات تا انتخابات مجلس و یا حتی تا انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ادامه یابد؟

4 جناح های رقیب در مقابل تضعیف جناح حاکم خطر گسترش این اعتصابات و قوی شدن نهادهای صنفی معلمان را پذیرا خواهند شد؟

5 و مهمترین سئوال این که: در فردای پیروزی جناح های رقیب بر جناح حاکم آیا توجهی به مطالبات فرهنگیان خواهند کرد؟ یا با فرهنگیان آن خواهند کرد که قبل از این شده است؟

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 

 نامه کانون صنفی معلمان ایران

 

به اعلمی : استدعا داريم, در راه آزادی این عزیزان (معلمان زندانی) طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید

5م اردیبهشت, 1386

به نام خداوند جان و خرد
با سلام به پیشگاه نماینده ی محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای اعلمی

اشِداءُ عَلَی الکُفّار ؛رُحَماءَبَینَهُم
احترامابه استحضارمی رساند, دیرگاهیست که معلمان ایران اسلامی می خواهند مظلومانه فریاد داد خواهی خود,و خطرات پیش روی نسل جوان امروز و نسل های آینده را به گوش مسئولین نظام مقدس برسانند؛زیرا معلمان خود را مدیون آیندگان دانسته ومی خواهند,عامل به رسالت خود باشند.اما متاسفانه گویا زندگی برای مظلومان سخت تر از آن است,که در تصور می گنجد.
نماینده ی محترم ! همانطور که درقرآن آمده است: “وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلا”
اماخداوندبی گمان ازمیان خلق وسیله ای برای وکالتش برمی گزیند,تاحق وعدالت در جوامع بشری به این وسیله جاری شود.وخوشا به روزگار آنهایی که بتوانند.ابزاراین وکالت باشند,وآنان بایستی به خودببالند.
جناب آقای اعلمی به این وسیله لازم می دانیم؛که وضعیت معلمان زندانی که بسیاری از آنان رزمندگان دیروز پیکار حق علیه باطل بوده اند,را به عرض شما رسانده بلکه بتوانید با هم اندیشی سایر نمایندکان محترم اسباب رهایی این عزیزان را فراهم نمایید.
تعداد 7نفر از معلمان تهران آقایان(محمودباقری,علی صفرمنتجبی,محمدتقی فلاحی, علیرضا اکبری,حمیدپوروثوق,محمدرضارضایی وعلی اکبرباغانی) نزدیک به 14 روز است,که در زندان انفرادی به سر می برند.علاوه براینکه اجازه ی ورود وکلای آنان به دادگاه داده نشده,تفهیم اتهام نشده اند,منزل آنان مورد تفتیش قرار گرفته,برخی از لوازم شخصی آنان از جمله کامپیوترهای آنان ضبط شده,هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشته اند,وضعیت جسمی وروحی آنان در هاله ای ازابهام است.مادران وزن و فرزندان این عزیزان به شدت نگران و دل وا پس وضعیت نامشخص آنان هستند.خانواده های آنان بارها به دادگاه انقلاب مراجعه نموده اما هیچگونه پاسخی ازطرف قاضی محترم پرونده دریافت نکرده اند.
در شهرکرمان نیزسه تن از معلمان آقایان(بنی اسدی,رشیدی و نادری) چند هفته در بازداشت بوده اند,که خوشبختانه آقای بنی اسدی توانسته است آزادی خودر ابدست آورد اما دونفر دیگر (رشیدی و نادری )هنوز در بازداشت می باشند.
اکنون استدعا دارد, در راه آزادی این عزیزان طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید.
خداوند به همه ی خدمتگزاران اسلام پیروزی عنایت فرماید.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران

 

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 
مطلبی از وبلاگ اسرار ازل ضمن تایید این موضوع از تمامی هموطنان خصوصا فرهنگیان عزیز تقاضای همکاری در این خصوص را داریم.

فرهنگیان در بند را دریابیم!!

تعداد 7نفر از معلمان تهران آقایان:

۱-محمودباقری                       ۲-علی صفرمنتجبی         ۳- محمدتقی فلاحی           

 ۴- علیرضا اکبری               ۵- حمیدپوروثوق                  ۶- حمدرضارضایی          

۷-علی اکبرباغانی

 نزدیک به 14 روز است,که در زندان انفرادی به سر می برند.علاوه براینکه اجازه ی ورود وکلای آنان به دادگاه داده نشده,تفهیم اتهام نشده اند,منزل آنان مورد تفتیش قرار گرفته,برخی از لوازم شخصی آنان از جمله کامپیوترهای آنان ضبط شده,هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشته اند,وضعیت جسمی وروحی آنان در هاله ای ازابهام است.مادران وزن و فرزندان این عزیزان به شدت نگران و دل وا پس وضعیت نامشخص آنان هستند.خانواده های آنان بارها به دادگاه انقلاب مراجعه نموده اما هیچگونه پاسخی ازطرف قاضی محترم پرونده دریافت نکرده اند.

در شهرکرمان نیزسه تن از معلمان آقایان(بنی اسدی,رشیدی و نادری) چند هفته در بازداشت بوده اند,که خوشبختانه آقای بنی اسدی توانسته است آزادی خودر ابدست آورد اما دونفر دیگر (رشیدی و نادری )هنوز در بازداشت می باشند.

 

بیا نیه کانون صنفی و بیانیه فرهنگیــان بـسـیجی ( به نقل از صدای معلم)

 

 لطفا بيانيه زير را جهت اطلاع همكاران وچاپ و تكثير آن در سطح مدارس روي وبلاگتان قرار دهيد .
 
ماده ی 26 قانون اساسی ایران حقوق شهروندی مبنی بر تشکیل انجمن های حرفه ای و تخصصی را تضمین می کند. ماده ی 27 قانون اساسی ایران اظهار می دارد که تجمعات مسالمت آمیز می تواند به صورت آزاد برگزار شود.
همكاران عزيز لطفا بيانيه را تكثير كرده و به اطلاع همكاران برسانيد

فرهنگيان عزيز!

سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي به شمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم، و معلم نيز اين مهرورزي و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان، دور از خانواده گذراند.

لقب هاي زيادي به ما معلمان داده ‌اند ازجمله «دلاور» در زمان جنگ، «قانع» در زمان سازندگي، «نجيب» در زمان گفتگوي تمدن ها، و حالا ... عناوين مختلفي برايمان تراشيده اند: معلم نما!، اخلال‌گر!، مهره ی اسرييل و آمريكا!، ضد انقلاب! و...

 و اما عدالت: به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه ...

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 
         بیانیه کانون صنفی معلمان ایران


وقتي روساي كانون صنفي دربند هستند وظيفه ماست كه اطلاع رساني كنيم
ماده ی 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق شهروندی مبنی بر تشکیل انجمن های حرفه ای و تخصصی را تضمین می کند. ماده ی 27 قانون اساسی ایران اظهار می دارد که تجمعات مسالمت آمیز می تواند به صورت آزاد برگزار شود.
لطفا بيانيه را تكثير كرده و به اطلاع همكاران برسانيد .
فرهنگيان عزيز
سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي به شمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم ، و معلم نيز اين مهرورزي و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان دور از خانواده گذراند.
لقب هاي زيادي به ما معلمان داده اند ازجمله «دلاور » در زمان جنگ ، « قانع » در زمان سازندگي، « نجيب » در زمان گفتگوي تمدنها، و حالا ... عناوين مختلفي برايمان تراشيده اند : معلم نما... !!! ، اخلالگر ... !!! ، مهره اسرييل و آمريكا...!!! ، ضد انقلاب ...!!! و ...
و اما عدالت : به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه آسوده خاطر باشد و فكر معيشت و گذران زندگي او را از پاي نينداخته باشد ، هيچ معلمي نيست كه شرمنده ي زن و بچه و پدر و مادر و.... نباشد، فرزند معلمي را پيدا نميكني در ايام تعطيل كه همه به مسافرتهاي آنچناني جزاير و كشورهاي دور و نزديك ميروند، رفته باشد و غم از چشمانش نبارد، و دردهاي زياد ديگري كه اظهرمن الشمس است. آري عدالت است كه همه ي « معلمان» بالسويّه در دردها مشتركند.
يك نكته ي جالب اين كه فقط معلم است كه بايد صبر كند و ديگران صبر ندارند، معلم به قول آقايان مصرف كننده است و ديگران توليد كننده، سواد آقايان را در جاهاي ديگري به جز مدرسه توليد كردهاند كه نمي توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
آقايان مسئول :
متشکریم که سکوت کرده اید تا در هرکوی و برزن، پیر و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار میکنند، 15 روز که ایام عید تعطیل هستند، سه ماه تابستان هم تعطیل می باشند، در کلاس هم که درس نمی دهند... پس غلط بیجا هم میکنند که توقع حقوق بیشتر دارند"

متشکریم که سکوت کرده اید تا آقایان  با معلمانی که تقاضای ایجاد برابری دارند (و نه بیشتر) مثل شهرام جزایری به عنوان زیاده خواه و دزد بیت المال و اخلالگر برخورد کنند و باتوم بر سر معلمان خود فرود آورند.
متشکریم که سکوت کرده اید تا نيروهاي امنيتي كه بايد حافظ امنيت و مجري قانون در جامعه باشند، با بي قانوني معلم را در كلاس درس، در مقابل چشمان اشك آلود و وحشت زده دانش آموزان بازداشت کنند.
از شما ممنونيم که سکوت کرده اید که هر مرجعی که دستی بر آتش بیت المال دارد، اول برای کارمندانش پاداش های مصوب داخلی بگیرد و در نهایت پس مانده ها را به معلمان و وزارت بهداشت و از این جور سازمان های به ظاهر بی اهمیت مملکت بدهد.
ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید تا در رسانه ی درخشان ملی (بخوانيد خصوصي) هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پایان سال همه ی کارمندان دولت 175000 تومان است اما اعلام نکنند که پاداشهای درون سازمانی میلیونی در وزارت نفت، نیرو، دارایی، و. . . از کجا تأمین می شوند و به چه کسانی داده میشود.
آقايان مسئول! از شما متشكريم كه به جاي گوش كردن به درد دل معلمان زحمتكش و پاسخگويي به آنان و حل مشكلات، با ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و بازداشت غيرقانوني همكارانمان و فيلترينگ، سعي در خاموش كردن فرياد عدالتخواهي معلمان داريد و اين كار را تا جايي ادامه داديد كه مجامع بين المللي از جمله فدراسيون جهاني اتحاديههاي معلمين(
EI)، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)و سازمان ديده بان حقوق بشر (ITUC) براي چندمين بار اعتراض نامه هاي شديداللحني را خطاب به شما مسئولين ناشنوايمان صادر نمايند.
از شما متشکریم که سکوت کرده اید با این که می بینید درسؤالات آزمون استخدامی سال 85 بانک ملت این سؤال را برای ایجاد فرهنگ معلم ستیزی مطرح میکنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بیش از حق خود حقوق دریافت میکنند. بلی - خیر )). لابد فرهنگ معلم ستیزی در بانک هایی که به اسم این ملت و با پول این مردم فربه شده اند مرسوم می باشد.

از شما متشكريم كه به جاي رفع مشكلات و تسريع در رسيدگي به حقوق حقه ما معلمين با پخش اخبارهاي نادرست، و وعده هاي توخالي، در صدد تخريب افكار عمومي جامعه بر عليه معلمان برآمده ايد و در اين راستا سازمان بی مديريت و برنامه ريزي با ارائه آمارهاي حقوقي غيرواقعي و كذب، سعي شما را در اين زمينه كامل كرده است.
باز هم از شما متشکریم که همه ی این موارد را می بینید و باز هم سکوت میکنید.
آقايان ممكن است بتوانيد در كوتاه مدت افكار عمومي مردم را تخريب كنيد ولي اين را هم بدانيد كه مغزهاي فهيم پانزده ميليون جوان و نوجوان، و عملا هفتاد ميليون ملت ايران در اختيار ماست،(چون هر خانواده حداقل يك دانش آموز در كلاس درس ما دارد)  واي از روزي كه  ما دهان باز شود و روشنگري كنيم و از بي عدالتيها و ظلمها و رانتخواريها و ... بگوييم.
آقای رئیس جمهور در شعارهاي تبلیغاتی خود بيان كرده بوديد كه اگر بنده به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شوم تا دو سال بیشترین هم و غم خودم را در امر آموزش و پرورش صرف می نمایم، گفته بوديد كه بايد مدارس را زيبا كنيم تا براي دانش آموزان جذاب باشد، گفته بوديد كه معلم بايد بدون هيچ دغدغه اي وارد كلاس درس شود، پس چه شد اين وعده ها؟! اكنون كه با اين برخوردها روز به روز بر دغدغه ها مي افزاييد!!!
ما يعني من و تو اي معلم : تا به كي بايد دم نزنيم ؟ زمان سكوت گذشته بايد كاري كرد كارستان ، هماهنگ و يكدست. بالاتر از سياهي رنگي نيست.
من اگر برخيزم، تو اگر برخيزي، همه برميخيزند ... ! من اگر بنشينم، تو اگر بنشيني، چه كسي برخيزد ... ؟
... و ندایی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحرنزديك است .

بيانيه كانون صنفي معلمان براي ادامه راه
1- در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی نهادهای امنیتی و انتظامی با فرهنگیان در مقابل مجلس و بازداشت معلمان تهران و کرمانشاه ؛ در روزهای یکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردین 86، در اكثر مدارس كشور تحصن هايي در دفتر مدارس برگزار گرديد و تومارهاي اعتراض آميزي كه اهم خواسته هاي معلمين در آن درج شده بود خطاب به مسئولين آموزش و پرورش، مجلس و رياست جمهوري صادر گرديد .

2 - برابر بیانیه ی پایانی جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگیان چون مسئولين امر هيچگونه پاسخي به درخواستهاي صنفي و قانوني ما ندادند، در روز یکشنبه 9/2/86 ، ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس های درس خودداری می نماییم ؛ و همچنین روز چهارشنبه 12/2/86 در شهرستان ها در محل ادارات آموزش پرورش ، و در مراکز استان ها در محل سازمان های آموزش و پرورش از ساعت9 تا 12 اقدام به تجمع اعتراض آمیز خواهیم نمود

3- در صورت عدم تحقق خواسته های صنفی فرهنگیان دال بر رفع تبعیض در بین کارکنان دولت و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه 18/2/86 از ساعت 13 تا 17 ما معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی کشوری خواهیم نمود.

کانون صنفی معلمان ایران - کانون صنفی فرهنگیان خراسان - کانون صنفی معلمان ابهر- کانون معلمان ارومیه- کانون فرهنگیان استان اصفهان- کانون صنفی معلمان ایلام - کانون صنفی معلمان اردبیل - اتحادیه ی صنفی فرهنگیان اهواز - کانون صنفی فرهنگیان آبادان - کانون مستقل فرهنگیان استان آذربایجان شرقی - کانون صنفی معلمان تبریز- کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر- کانون صنفی معلمان کرمانشاه - کانون صنفی معلمان گیلان ( رشت) - کانون صنفی معلمان زنجان- کانون صنفی معلمان شهرری - کانون صنفی معلمان سبزوار- کانون صنفی معلمان شیراز - کانون صنفی فرهنگیان شهرضا - کانون صنفی معلمان استان چهارمحال و بختیاری- کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین - کانون صنفی معلمان قم - کانون صنفی معلمان کرج - انجمن صنفی معلمان استان کردستان - کانون صنفی معلمان کرمانشاه- کانون صنفی معلمان مازندران - کانون صنفی معلمان همدان - کانون صنفی معلمان یزد
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

منبع: گچ و دل فرهنگیان

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 
 

ظاهرا خبر افزایش 300درصدی حداقل حقوق مبنا قرار است گوش فلک را کر کند . آیا این خبر جامه تحقق ( با توجه به بسته شدن بودجه 86 )به خود خواهد پوشاند؟؟..

آیـــا این این کار خودعه ایی دیگر در جهت متزلل کردن مقطع ایی ِحرکت معلمان در امسال و عدم پیگیری پرونده معلمان فعال بازداشت شده توسط دیگران و فراموشی آنها که نتیجتا ختم قائله تشکل های صنفی و اهانت هایی که به جامعه معلمین و ملت انجام گرفته شده نمی باشد ؟؟..

آیــا باور کنیم با توجه به همبستگی دراعتصابات اخیر، مــــــــــــا پــیــروز شده ایم؟؟..

آیــا در صورت تحقق این امر می بایست خیلی چیزها ، از جمله همبستگی مدنی در قالب تشکل های صنفی معلمان فراموش شود؟؟..

 

 من در جاهای مختلف مشاهده کرده ام که مشکلات ما معلمین تنهااقتصادی و مادی می باشد. که باید در پاسخ اضافه کرد..

آیا ازبین رفتن شان معلم در فضای ادرات آموزش وپرورش و بر خورد نا مطبوع آنان به طرق مختلف از جمله ارزش یابی های من درآوردی..چیز کمی است ؟..

آیا تبدیل شدن آموزش و پرورش به مهد کودک هایی که فقط معلم می بایست به للگی و مبصری مشغول باشد چیز فراموش شدنی ی است؟..

آیا تبدیل شدن آموزش وپرورش به وزارت دادن مدرک ودیپلم بدون ارزشیابی تحصیلی صحیح ضربه ایی مهلک به جامعه ی فرهنگی ،علمی وتحصیل کرده اجتماع نیست ؟..

آیا عدم تجهیز مدارس و نا توانی ادامه تحصیل معلمین را می بایست فراموش کرد؟..

آیانداشتن اهرم هایی درجهت مجاب کردن دانش آموزان به درس خواندن و رعایت نظم در محیط مدارس ،فضارانامطبوع و ناخوشایند نکرده است؟..

آیا کتب درسی بی محتوا و یا ضعیف دست مارا در تدریس کوتاه نکرده ؟..

آیا بیمه های درمانی کم ارزش و خارج شدن خیلی از خدمات پزشکی از تعرفه های مذبور و علافی بدنبال گرفتن هزینه های ابتر از بیمه های تکمیلی که بدترین شرایط قرار داد را با شرکت های ورشکسته ویا درب و داغان بسته اند ،از مشکلات بزرگ ما در اینجور مواقع نگشته است؟..

آیا صندوق رفاه فرهنگیان و عدم نظارت معلمین در اینمورد باعت تبدیل شدن این مرکز به سود رسانی به عده ایی نشده ؟..

آیا نداشتن بانک ،بیمارستان ودرمانگاه هایی که خدمات درست با تعرفه هایی عادلانه برای رفاه فرهگیان ، از دیگر مشکلات ما نمی باشد ؟..

آیا نداشتن تشکل های صنفی غیر دولتی و وابسته (باوجود سرکوب ها و بگیر وببندها)و عدم ارتباط فرهنگیان با هم ،ورساندن فریاد محرومیت به گوش مسئولین از موانع بسیارجدی در بوجود آمدن مشکلات عدیده آموزش و پرورش ومعلمین نگشته؟..

وآیـــــــــا..                                

 

**به امـیـد پـیـروزی فراگیـر در عـرصـه ی فـرهـنگ و اندیـشه و مـتـشکل شدن جامعه فرهـــنــگــیــان کشور.**

 

  نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 

قدمهای بعدی را تدارک ببینیم

 

با توجه به استقبال معلمان سراسر کشوراز اعتصاب روزهای ٢٦ و٢٧ فروردین واعلام آمادگی اکثریت همکاران برای پیگیری مطالبات خود، لازم است اقداماتی را برای پیشبرد هرچه بهتر اعتراضات بعدی شروع کرد.  

 

١-  تهیه لیست کامل خواسته های معلمان

٢- اعلام حمایت از مبارزه کارگران ودانشجویان برای آزادی دستگیرشدگان وتلاش برای جلب حمایت آنها از مبارزات معلمان.

٣- شرکت در مراسم اول ماه مه(١١ اردیبهشت ) روزجهانی کارگر و دعوت از کارگران برای شرکت در اعتراض ١٢ اردیبهشت.  

٤- نوشتن نامه به اتحادیه ها ،سازمانها ونهادهای بین المللی . 

در این باره نظر دهید

 

  نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 
 

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری(آی تی یو سی)  به دستگیری وسرکوب  معلمان و کارگران ایران اعتراض کرد.

 

متن نامه اعتراضی

 

 

 

آقای محمود احمدی نژاد،

ریاست جمهوری اسلامی ایران،

خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان، تهران، ایران

فاکس:982166495880

 

29 فروردین ماه 1386

 

 

جناب رئیس جمهور،

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری(آی تی یو سی) بی نهایت نگران وخامت دائمی وضعیت حقوق اتحادیه کارگری و سایر حقوق بنیادین بشر در جمهوری اسلامی ایران است. در دو هفته گذشته روزانه از دستگیریهای اعضای اتحادیه های کارگری توسط دولت شما در شهرهای مختلف ایران گزارش رسیده است.این سرکوب بویژه جنبش مستقل معلمان و گروهی از فعالان اتحادیه های کارگری را که جمعا به "گروه هفت نفره سقز" معروف هستند هدف قرار داده است. این گروه سالهاست که آماج آزارهای بی رحمانه و وحشتناک قضایی هستند. ما برای این باور خود دلایل محکمی داریم که این افزایش ناگهانی سرکوب ضد کارگری به این جهت طراحی شده است تا پیشاپیش، قبل از روز جهانی کارگر؛اول ماه می 1386، جنبش مستقل کارگری را در ایران از ترس به رخوت و تسلیم وادارد. جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری به سهم خود مصمم است از کارگران ایران و خواسته های بحقشان در برگزاری آزادانه روز اول ماه می بدون ترس از دستگیری و سایر آزار و اذیت ها حمایت کامل سیاسی و اخلاقی کند.

 

در شب 18 اسفند ماه 1385 ،حوالی نیمه شب، عوامل لباس شخصی از وزارت امنیت و اطلاعات به خانه بیش از 20 نفر از رهبران اتحادیه های صنفی معلمان هجوم بردند که تعدادی از آنها عبارت بودند از آقایان علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران (اختصار انگلیسی تی تی ای آی) و بهشتی سخنگوی این کانون، و همچنین آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران (اختصار انگلیسی تی ای) و آقایان محمد داوری و علی پورسلیمانی اعضای شورای همآهنگی تشکل های صنفی معمان که متشکل از 34 تشکل صنفی معلمان است. همه آنها بدون هیچ حکم جلبی یا بدون اینکه تفهیم اتهام بشوند دستگیر شدند و به مکانهای نامعلومی برده شدند. در حالی که همه آنها روز بعد آزاد شدند اما دوباره بسیاری از آنها مجددا دستگیر شدند. هر چند در این میان انجمن های معلمان توافق کردند که تا برگزاری جلسه ای که قرار بود در مجلس با شرکت وزیر آموزش و پرورش در تاریخ 22 اسفند ماه 1385 برگزار شود  همه اعتراضاتشان را به حالت تعلیق در بیاورند. اما یک روز قبل از آن ( روز 21 اسفند ماه) در شهر کرمانشاه مسئول کانون صنفی معلمان در کرمانشاه؛ آقای صادقی که قرار بود در جلسه مجلس شرکت کند به اتهام نامعلومی دستگیر شد. زمانی که همه اعضای کانون صنفی معلمان در کرمانشاه به مسئولین در استان مراجعه کردند تا علت دستگیری را بدانند دو معلم دیگر به نام های آقایان حشمتی و توکلی بازداشت شدند. روز بعد در جلسه ای که در مجلس تشکیل شد، وزیر آموزش و پرورش شرکت نکرد. رهبران سازمانهای صنفی معلمان به جای ایشان با نمایندگان وزارت اطلاعات و امنیت و نیروهای انتظامی در جلسه مواجه شدند. آنها تهدید شدند و سخنگوی هئیت رئیسه مجلس آقای کوهکن با آنها با بی احترامی کامل رفتار کرد.

 

در نتیجه این آشفتگی وضعیت در برگزاری جلسه گفتمان در مجلس، تجمع معلمان در مقابل مجلس برای 23 اسفند ماه برنامه ریزی شد. این تجمع با یک سرکوب و خشونت حساب شده و برنامه ریزی شده توسط نیروهای امنیتی مواجه شد. شرح جزئیات این حادثه – و بسیاری از حوادث دیگری که در روزهای بعد از آن اتفاق افتاد- در شکایتی که بمنظور ارسال به سازمان جهانی کار در این زمینه تهیه می شود ارائه خواهد شد. اما من در اینجا با شدیدترین لحن ممکنه بازداشت بیش از 300 معلم را محکوم می کنم. تعداد پنجاه تا شصت نفر از آنها در مقابل مجلس بازداشت شدند که علی اکبر باغانی دبیر کل و بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، و علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران نیز  در میان بازداشت شدگان بودند.

 

سایر بازداشت شدگان در همان روز عبارت بودند از محمد داوری، علی پورسلمانی، قشقاوی، بداغی، نورا.. اکبری، اکبر پروشی، محمد رضا خاکبازان، محمد باقری، احمد براتی، اکرم حسنی، زهرا شاد، فرشته صباغی، نرگس پیله فروش. همچنین چهار نفر از دبیران مدارس نوجوان انقلاب شامل طاهری، قرجاوند، محمد بیگی، و نوروز و همچنین سجاد خاکسار که در حال تهیه گزارش برای نشریه  "قلم معلم" بود بازداشت شدند. حدود 50 نفر از معلمان بازداشت شده شامل مسئولین انجمنهای صنفی معلمان با اتوبوس ابتدا به ادارات اطلاعات و امنیت در خیابان وحدت اسلامی و از آنجا به زندان مخوف اوین منتقل شدند. در 28 اسفند ماه رئیس قوه قضائیه آیت ا.. هاشمی شاهرودی تاکید کرد که معلمانی که تظاهرات کردند از حقوق شهروندی برخوردارند و نباید دستگیر می شدند. ایشان به همه دادستانها دستور داد که معلمان بازداشتی را در حوزه سرپرستی خود آزاد کنند. علیرغم این حکم چهارده نفر از رهبران اتحادیه های صنفی معمان برای مدت 16 روز در طی تعطیلات نوروزی سال نو، روزهایی که در زمره مهمترین تعطیلات در ایران است (از اول تا 13 فروردین ماه 1386) در زندان باقی ماندند . دولت شما بدنبال دستگیری توده وار معلمان در 23 اسفندماه، برای جلوگیری از اعتراضات بیشتر دستور  داد که همه مدارس تهران قبل از تعطیلات نوروز یعنی از تاریخ 25 اسفندماه تعطیل شوند.

 

معلمان و نمایندگان سازمانهای آنها به همان اندازه که فشار عمومی را برای تصویب لایحه نظام همآهنگ پرداخت توسط مجلس حفظ می کردند و بی وقفه با سرکوب قاطعانه دولت شما مواجه می شدند. حوادثی که جزئیات آن در شکایتی که برای ارائه به آی ال او در دست تهیه است ارائه خواهد شد دربرگیرنده موارد ذیل است:

 

●دستگیری رهبران و اعضای کانون صنفی معلمان در شهر همدان در 18 فروردین ماه 1386 که اسامی 39 نفر از آنها در شکایت به آی ال او ارائه شده است. هر چند برخی از آنها از آن تاریخ به بعد آزاد شدند اما تا لحظه تهیه این نامه هنوز بین 9 تا 15 نفر از آنها در بازداشت بسر می برند که علی صادقی، محمودی، انصاری، فروزانفر و رفاهیت از جمله آنها هستند. ما شرح جزئیات این شرایط غیر قابل پذیرشی که تحت آن این افراد بازداشت شدند در اختیار داشته و به آی ال او ارائه خواهیم کرد.

●حضور اجباری تعدادی از فعالان کانون صنفی معلمان ایران در دادگاه تهران در تاریخ 19 فروردین ماه 1386 و بدنبال آن بازداشت آنها در زندان اوین که محمد تقی فلاحی، سید محمود باقری، و آقای منتجبی از جمله احضار و بازداشت شدگان هستند.

●دستگیری سه تن دیگر از معلمان عضو کانون صنفی معلمان در 25 فروردین ماه به نامهای حمید پوروثوق، محمد رضا رضایی، و علیرضا اکبر نابی که با یک حکم اجباری برای بازجویی به دادگاه فراخوانده شده و بدنبال آن بازداشت و به اوین منتقل شدند.

●تهدید و اخطار علیه اعتصاب کنندگان توسط مقامات امنیتی در قوچان در تاریخ 22 فروردین ماه 1386،

●احضار و بدنبال آن بازداشت دو تن از معلمانی که اسامی آنها نامشخص است در مرند در 26 فروردین ماه 1386،

●اخراج اجباری معلمانی که در اعتصاب اسلامشهر شرکت کرده بودند در 26 فروردین ماه 1386،

●آخرین مورد که البته به معنای کم اهمیت ترین مورد نیست،  مربوط به بازداشت جدید دبیر کل کانون صنفی معلمان آقای علی اکبر باغانی در محل کارش؛ مدرسه راهنمایی رشد در منطقه 7 تهران در تاریخ 27 فروردین ماه 1386 است.

 

آقای رئیس جمهور، برای آی تی یو سی کاملا روشن است که همه این دستگیری ها، تهدید ها و سایر اقدامات ارعاب آور علیه معلمان و نمایندگان سازمانهای مشروع آنها به این خاطر طراحی شده است تا مانع آنها در دستیابی به حق بنیادینشان درآزادی تجمع و پیمان دسته جمعی شده و آنها را از اینکه در روز اول ماه می  1386 یا قبل از آن به یک اقدام جمعی دست بزنند، بترساند.  چنین اقدامات نفرت انگیزی توسط همه اتحادیه های آزاد کارگری در سراسر جهان کاملا محکوم خواهد شد.

 

2- سرکوب مجدد گروه "هفت نفره سقز"

آی تی یو سی همچنین از فشار مستمر علیه محمود صالحی، عضو موسس کمیته انجمن صنفی کارگران نانوایی سقز (در استان کردستان)و عضو موسس و سخنگوی کمیته همآهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری که مجددا در تاریخ 20 فروردین ماه 1386در محل انجمن کارگران نانوایی که در آن فعال بود، دستگیر شد، بی نهایت اظهار ناخرسندی می کند. محمود صالحی به اداره دادستانی احضار و از آنجا به بازداشگاه منتقل شد.

 

سابقه "گروه هفت نفره سقز" و محکومیت اولیه – اردیبهشت 1383 تا آذرماه 1384

 

همانگونه که مطلع هستید آی تی یو سی - یا همان آی سی اف تی یو سابق - پرونده محمود صالحی را به همراه شش فعال دیگر اتحادیه های کارگری که مشترکا به "گروه هفت نفره سقز" معروفند، از اول ماه می 1383 از نزدیک دنبال کرده است. در اول ماه می 1383 هفت نفر از همکاران ما دستگیر شدند و به تعدادی از جرایمی متهم شدند که همه آنها به فعالیتهای مشروع اتحادیه کارگری از جمله سازماندهی تجمع اول ماه می سال 1383 در سقز مربوط بود. آی سی اف تی یو بویژه از این حقیقت متاسف شد که دستگیری این گروه آشکارا بخاطر تماس با هئیت آی سی اف تی یو در ایران در تاریخ 10 اردیبهشت ماه 1383 مربوط می شد. در حقیقت، دادستان دادگاه انقلاب سقز علنا این مورد را در جریان اولین دادرسی علیه محمود صالحی و همکارانش مطرح کرد. شما مطمئنا به یاد خواهید آورد که همه این هفت نفر پس از اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری خود و بدرفتاری در دوران بازداشت و بدنبال یک کارزار وسیع بین المللی اتحادیه های کارگری علیه دولت شما، با وثیقه ای سنگین  آزاد شدند.

 

در نتیجه دادگاه اولیه این افراد که در فروردین ماه 1384 برگزار شد و قاضی آن طیاری بود محمود صالحی در تاریخ 18 آبان ماه 1384 بخاطر "تبانی و توطئه در ارتکاب به جرم" به 5 سال زندان و سه سال تبعید در شهر قروه محکوم شد. همکار ایشان جلال حسینی هم که عضو انجمن کارگران نانوایی شهر سقز بود به سه سال زندان محکوم شد در حالی که محسن حکیمی، برهان دیوانگر و محمد عبدی پور هر سه در 21 آبان ماه 1384 به دو سال زندان محکوم شدند. آنها به اتهام "تلاش برای بر هم زدن امنیت ملی با مشارکت در تجمع غیر قانونی" ظاهرا جشن اول ماه می سال 1383 مجرم شناخته شدند. هادی تنومند و اسماعیل خودکام تبرئه شدند. به عبارت دیگر پنج نفر از گروه هفت نفره در مرحله اولیه دادرسی به اتهام فعالیتهای قانونی اتحادیه کارگری محکوم شدند در حالی که دو نفر دیگر تبرئه شدند.

 

وکلای مدافع متهمین متعاقبا تقاضای تجدید نظر در احکام  را به بخش 7 دادگاه تجدید نظر استان کردستان ارائه کردند. دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی محمد مستوفی رئیس بخش 7 دادگاه تجدید نظر و دستیاری مشاور دادگاه آقای حمید رضا حسن پور تشکیل شد. همه متهمین کاملا از همه اتهامات تبرئه شدند.

 

سایر آزارهای قضایی "گروه هفت نفره سقز" – از مهرماه 1385 تا آذرماه

 

آزارهای قضایی علیه "گروه هفت نفره سقز" علیرغم تبرئه در دادگاه تجدید نظر به اینجا ختم نشد. شما جناب رئیس جمهور مطمئنا به یاد خواهید آورد که چگونه بعد ها آی سی اف تی یو، اتحادیه های ملی وابسته به آن در همه کشورهای دنیا، همچنین همه شرکای ما و فدراسیون های جهانی اتحادیه های کارگری (گافز) از زمان صدور اولین احکام به دفعات متعدد برای شما نامه نوشته اند.در واقع همه ما بطور منظم در دوره های متعددی که فقط می تواند تحت عنوان آزار عنان گسیخته قضایی علیه "گروه هفت نفره سقز" تشریح شود، به شما اعتراض کرده ایم . ما همچنین بعد از دومین آئین دادرسی تجدید نظر که در مهرماه و آبان ماه سال 1385 در جریان بود به این اعتراضها ادامه دادیم.

 

آی تی یو سی مجددا یکبار دیگر در تاریخ 13 آذر ماه 1385 بعد از آنکه محمود صالحی در تاریخ 20 آبان ماه همان سال توسط دادگاه انقلاب بخاطر "تجمع در تبانی و توطئه علیه امنیت ملی"طبق ماده 610 قانون مجازات اسلامی به چهار سال زندان محکوم شد، به شما اعتراض کرد. ما همچنین احکامی که علیه جلال حسینی و محسن حکیمی در تاریخهای 20 آبان ماه و 7 آذر ماه سال 1385 صادر شد و طبق آن هر کدام به دو سال زندان به جرم مشابه محکوم شده اند را باطل می دانیم. ما از تبرئه محمود عبدی پور که پرونده اش مانند سایرین به دادگاه انقلاب سقز ارجاع شده بود بسیار سپاسگزاریم. اما محکومیت برهان دیوانگر را به دو سال زندان که حکم آن در 25 مهرماه سال 1385 صادر شد، محکوم می کنیم.

 

تناقضات در آخرین دادگاه تجدید نظر – اسفند ماه 1385

 

در آذرماه 1385 وکیل محمود صالحی تقاضای تجدید نظر در حکم صادره علیه ایشان را داد و آخرین دادگاه تجدید نظر در 20 اسفند 1385 برگزار شد. ما در جریان جزئیات کامل چگونگی برخورد مسئولین قضایی شما در تشریفات آخرین دادگاه تجدید نظر ایشان توسط منابع اطلاعاتی خود قرار گرفتیم. روش برخورد با پرونده صالحی و سایر همکاران ایشان فقط یک توهین به معیارهای شهروندی در نظام اجرایی قضایی است. این بدون هیچ چون و چرایی غیر قابل پذیرش است.

 

دادگاه پایانی تجدید نظر محمود صالحی، جلال حسینی و محسن حکیمی در روز یکشنبه 20 اسفند ماه در بخش 7 دادگاه تجدید نظر کردستان به زور برگزار شد. هر سه این متهمین به همراه وکیلشان؛ آقای محمد شریف طبق احضاریه دادگاه راس ساعت 9 صبح در محل دادگاه تجدید نظر کردستان حاضر شدند. بعد از کمی تاخیر به آقای شریف اطلاع دادند که محمد مستوفی قاضی سرپرست بخش هفت در مرخصی است. طبق روال  معمول آقای شریف به منشی دادگاه حضور خود و موکلینش را  در دادگاه اعلام کرد و در حال ترک دادگاه بود که منشی از آنها خواست منتظر بماند تا ایشان به رئیس دادگاه اطلاع دهد.  یک ساعت بعد به آنها اطلاع دادند که دادگاه بالاخره برگزار خواهد شد. دادگاه ساعت 10:45 صبح به ریاست قاضی صادقی برگزار شد.

 

هر چند ممکن است که شما بخاطر مسئولیت سنگین اداری تان بطور کامل در جریان جزئیات پرونده قرار نداشته باشید اما اشاید علاقمند باشید که در باره پیشینه این تغییردر ترکیب دادگاه در  آخرین لحظه بدانید. در اولین دستگیری گروه هفت نفره سقز در اردیبهشت ماه 1383 آقای صادقی دادستان شهر سقز بود و بنا براین شخصا احکام دستگیری هر هفت نفر این همکاران عضو اتحادیه های کارگری را امضا کرده بود. در دومین دادرسی که در دادگاه انقلاب سقز در آبان ماه 1385 برگزار شد ایشان رئیس اداره دادگستری در شهر سقز بودند. قاضی ای که علیه صالحی و سه نفر دیگر در آن دادگاه حکم صادر کردهمین آقای صادقی بعنوان قاضی جانشین بود. در حالی که حکم فقط بعداز تائید آقای صادقی تصویب می شد. به عبار ت دیگر، صالحی و همکارانش در اسفند ماه 1385 در دادگاه تجدید نظرتوسط همان قاضی ای  محاکمه می شدندکه دادستان زمان دستگیری اولیه آنها در اردیبهشت سال 1383 بود و همان کسی که حکم آنها را که توسط دومین دادگاه در آذرماه 1385 صادر شده بود تائید کرد. تحت هر معیار آئین دادرسی معقول قضایی این فقط یک بی شرمی تلقی می شود و بی شک جامعه بزرگ بین الملل نمی تواند این موضوع را بپذیرد که چرا باید آقای صادقی کسی که نه تنها دستور بازداشت اولیه متهمین را صادر کرده بلکه کسی که حکم اولیه را تائید کرده بود در دادگاه نهایی تجدید نظرجایگزین آقای محمد مستوفی قاضی مسئول بخش هفت دادگاه تجدید نظر استان کردستان می شود.

 

دستگیری محمود صالحی در فروردین ماه 1386

 

این که در اخرین دادرسی در 20 اسفند ماه 1385 هیچ حکم رسمی ای صادر نشده بود تقریبا عجیب بود. نه وکیل و نه متهمین هیچ کدام بطور رسمی از نتیجه دادرسی اطلاع پیدا نکردند. اما در 20 فروردین ماه 1386 خبرگزاری کار ایران، ایلنا گزارشی به نقل از محمد شریف وکیل صالحی مبنی براین که موکل ایشان دستگیر شده است داد. بعدها آی تی یو سی مطلع شد که یکی از فرماندهان اداره حفاظت و حراست نیروهای انتظامی سقز حدود ساعت یک بعد از ظهر به محل کار صالحی در انجمن صنفی نانوایان آمده بود. این فرمانده از آقای صالحی خواست که برای مذاکراتی با فرماندار و داستان شهر سقز پیرامون جشن اول ماه می امسال به دفتر دادستانی برود. اما به محض ورود صالحی به اداره دادستانی ایشان مطلع شد که دادگاه تجدید نظر کردستان حکم نهایی صادر کرده و ایشان را به یکسال زندان و سه سال تعلیقی محکوم کرده است. در همان محل ایشان دستگیر و بازداشت می شود در حالی که حق تماس با وکیل و خانواده هم نداشت.

 

صالحی سپس به حکم صادره و دستگیری اش اعتراض کرد و از امضای حکم سرباز زد. وقتی که مقامات با تهدید همکاران صالحی و خانواده اش که اعلام کردند که شهر سقز را به اعتراض فرا خواهند خواند مواجه شدند، صالحی اجازه یافت با خانواده اش تلفنی صحبت کند. به این ترتیب خانواده صالحی متوجه شدند که ایشان به سنندج مرکز استان کردستان منتقل شده است. بعد از آن ما توانستیم محل بازداشت صالحی را  در زندان مرکزی شهر سنندج، بند 7 ، سلول 3 تعیین کنیم.

 

حمله نیروهای امنیت به اجتماع کارگران در حمایت از صالحی

 

در 27 فروردین ماه نیروهای امنیتی بطور خشونت باری تجمع حمایت از آزادی صالحی را مختل کردند. این تجمع در محل کار محمود صالحی یعنی شرکت تعاونی مصرف کارگران سقز توسط  دهها کارگر و فعال کارگری که بیشتر آنها کارگران نانوایی سقز بودند برگزار شد. آنگونه که گزارش شده نیروهای غیر سمی امنیتی و لباس شخصی به کارگران با باتون و گاز اشک آور حمله کردند؛ چند کارگر طبق گزارش زخمی شدند. دو نفر از "گروه هفت نفره سقز" جلال حسینی (محکوم به 2 سال زندان در تاریخ 20 آبان 1385) و محمد عبدی پور(تبرئه شده در دادگاه تجدید نظر در همان ماه) به دادستانی احضار شده بودند تا مانع حضور آنها در این تجمع شوند. عبدی پور تا پایان مراسم در اداره دادستانی در بازداشت بود و حسینی تهدید شد که او بخاطر حکمش نباید در این تجمع تحت هیچ شرایطی شرکت کند. همچنین گزارش شده است  که پسر 17 ساله محمد صالحی ساماراند صالحی در جریان این تجمع دستگیر شد. دفتر شرکت تعاونی توسط نیروهای امنیتی بسته شد.

 

جناب رئیس جمهور، آی تی یو سی بشدت دستگیری و احکام غیر منصفانه صادره برای محمود صالحی را محکوم می کند. ما همچنین بشدت نگران وضعیت سلامتی ایشان هستیم. تا کنون کاملا محرز شده است که ایشان بیمار کلیوی است. طبق تجربه قبلی، ما بسیار نگرانیم که ایشان در دوره بازداشت از کمکهای دارویی لازم  محروم شود.ما بعدها متوجه شدیم که چرا صالحی به شهر کاملا نظامی سنندج منتقل شده است در حالی که طبق دانسته های ما تحت قوانین جنایی ایران اگر قرار باشد که حکمی اجرا شود باید در همان شهری که "جنایت" اتفاق افتاده اجرا شود.

 

اما حقیقت همچنان باقی است و پر واضح است که محمود صالحی مورد آزار بی رحمانه، منظم و دائم توسط مقامات قضایی شما قرار داد. همانگونه که مطمئنا شما هم می دانید ایشان به دفعات بی شمار بازداشت شده و بخاطر فعالیتهای بحق و مشروع اتحادیه های کارگری بویژه سازماندهی راهپیمایی روز اول ماه می و سایر اقدامات جمعی کارگران،سالهای بسیاری را در زندان سپری کرده است. در میان همه موارد بازداشتی ایشان می توان به این موارد قبل از دستگیری در اول ماه می 1383 بخاطر سازماندهی تجمع اول ماه می سقز. اشاره کرد؛ در سال 1365 (به مدت 3 سال)، 1374، 1378 (به مدت 75 روز)،1379 (به مدت 10 ماه بعد از اینکه از حق ایستادن در اداره اتحادیه محروم شد )،و 1380 (به مدت  چندین روز بعد از اینکه از کار اخراج شد).

 

از طرف کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و میلیونها کارگری که در سراسر جهان، آی تی یو سی آنها را نمایندگی می کند من به شما جناب آقای رئیس جمهور توصیه می کنم که پادر میانی کنید و از مقامات مربوطه بخواهید که محمود صالحی فورا آزاد شود، احکام صادره برای ایشان به یکباره و برای همیشه لغو شود، همه اتهامات علیه ایشان و بقیه اعضای اتحادیه کارگران "گروه هفت نفره سقز" بدون هیچ شرطی و بطور دائم حذف شود و اینکه قید شود که به سرکوب حقوق اتحادیه های کارگری در ایران یکباره و برای همیشه پایان داده خواهد شد.

 

مادامی که دولت شما به حقوق اتحادیه های کارگری و سایر حقوق بنیادین کارگران بعنوان حقوق به رسمیت شناخته شده بین المللی که شما بخاطر عضویت در سازمان جهانی کار ملزم به رعایت آنها هستید  گردن نگذارد جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری انتخابی جز ادامه کارزار عمومی علیه این سرکوب نفرت انگیز و غیر قابل پذیرش ندارد.

 

ارادتمند

 

دبیر کل

 

گای رایدر

 

 


  نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط گروه کثیری از معلمین تبریز  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM